|
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد
|
||||
|
|
||||
(¯`•.__(¯`v´¯)به او بگوييد دوستش دارم (¯`v´¯)__.•´¯) سلام اي شمع فروزان زندگي من سلام اي زيباترين كلام من سلام اي نور ديدگان من اي آنكه با نام و ياد تو هر لحظه از زنگي ام را مي گذرانم. اي كاش مي دانستي كه بي تو زندگي ام را نمي گذرانم. اي كاش مي دانستي كه بي تو زندگي براي من هيچ معنا و مفهومي ندارد. در آن لحظه كه به تو مي انديشم گريه اي نا هنجار مرا در خود جاي مي دهد . و آرزوي ديدار تو مرا در كام مرگ مي برد . اي كاش مي توانستم با هر قطره خون خود برايت كلمه اي به وسعت عشق و محبت بنويسم. تا بداني كه هنوز قلب خود را در دست هاي تو مي بينم . اي آنكه شبها و روزهايم با تو خاطره مي شود . عزيزم آرزوي ديدار تو مرا هر لحظه ديوانه تر مي كند . و از اين ترس دارم كه تو را نديده و از جهان چشم بندم. اي ستاره ي شبهاي طوفاني ام اي آفتاب هستي بخش من من تو را همچون ستاره در بيكران آسمان پهناور دوست مي دارم و تنها مي توانم بگويم : دوستت دارم و خواهم داشت تا لب گور ... بعد از تو از كدام دريچه آسمان را به تماشا نشينم و با كدام واژه عشق را معنا كنم بي تو همه ي ستاره ها خاموشند عزيزم باور كن من هنوز به صداقت چشمانت ايمان دارم 
قلم در دست و حيرانم نميدانم چه بنويسم 
مثال ابر گريانم نميدانم چه بنويسم
به مثل يوسف گمنام فتادم من در اين زندان
از اين زندان بي پايان نميدانم چه بنويسم





+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--»
|
